سلام ای غروب غریبانه ی دلسلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم لحظههای جداییخداحافظ ای شعر شبهای روشنخداحافظ ای شعر شبهای روشنخداحافظ ای قصه عاشقانهخداحافظ ای آبی روشن عشقخداحافظ ای عطر شعر شبانهخداحافظ ای همنشین همیشهخداحافظ ای داغ بر دل نشستهتو تنها نمیمانی ای مانده بی منتو را میسپارم به دلهای خستهتو را میسپارم به مینای مهتابتو را میسپارم به دامان دریااگر شب نشینم اگر شب شکستهتو را میسپارم به رویای فردابه شب میسپارم تو را تا نسوزدبه دل میسپارم تو را تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکداگر روزگار این صدا را نگیردخداحافظ ای برگ و بار دل منخداحافظ ای سایهسار همیشهاگر سبز رفتی اگر زرد ماندمخداحافظ ای نوبهار همیشهبرای فهمیدن قضیه بفرمایین ادامه
سلام ای بوی ماه مهر.... بوی درسسلام ای ماه مهر، ماه ......(ماه.....نمی گم چی خوبیت نداره....)سلام ای غم لحظه های جداییخدا حافظ ای وبلاگ زیبای منخاحافظ ای قصه های عاشقانهخداحفظ ای لحظه های زیباخدا حافظ ای دوستان همیشهتورا ای وبم می سپارم به یارانتو را می سپارم به رویای فرداتورا می سپارم تا...خداحافظ ای وب...رفتم زکویت..دارم شعرمی بافم..چی دارم می گم تو این اوضاع...بریم سر اصل مطلب...دارم میرم..از همتون عذرت می خواماز همه ی کسایی که منو و وبمو وداستان هامو(با اینکه می دونم توشون گند زدم وخیلی بد بودن...و با اینکه می دونم غیراز یه داستان و نیم بیشترننوشتم.)مامانم دیگه نمی زاره بیام نتدر واقع حتی اگه بزاره هم ....اون قدر درسا زیادن که نمی تونم بیام..حجم وای فایم هم دیروز تموم شده بود..به زور یه گیگ گرفتم اومدم...بازم معذرت می خوامخیلی ناراحتمهمتونو دوست دارموهمتونو به خدای بزرگ می سپارمبراتون ارزوی موفقیت میکنماحتمالا عید نوروز یا تابستون آینده برگردم..فعلا بایخداحافظ