دورودای جااان..بالاخره یه مسابقه رو بردیم از لهستان...چ عجب تو این هفته چشمم به جمال پیروزیشان روشن شد..والا می گفتم دیگه تمومه..اه..دوستم که داشت سکته می زد خدا رحم کرد برنده شدیم وگرنهرفتنی بوود @_@حالا غیر از اون یه ضایع بازی ای کردن که نگو اومدن شادی امتیاز گرفتن روبکنن زدن چشم طرف رو در آوردنافتضااااااااح بود... #-#بیخیالشهمین که بردیم جای شکر داره ^~^من ک خوشحالم♡~♡فعلا :)
آقا در حد.............اعصابم قاطیهدیشب 3-0 باختیم -___________-اول راهه با این مربی جدیدشون ...خدا به خیر کنه...ولی افتضاح بووووووووووووووووووووود....لااقل یه ست رو برنده میشدن اخه =________________________________=
دروداین ادرس وب دوستمه :http://angleofdarknes.mihanblog.com/حتماحتما بهش سر بزنینوبش تازه تاسیسهتوش فقط رمان میذاره البته فقط یه رمانخود منم هر از گاهی جای اون رمانش رو میذارم چون شاید نتش تموم شهرمانش هم عالیه من که عاشقشموایییییییییییییییییییییییییییییییدقیقا 4 روزدیگه میتونم برگردم بسی خوشحالم ..... منتظر باشینراستی..همین اول یه خبرکه حسابی تو ذوقتون میزنه دارماین تابستون قرار نیست رمانی بنویسم شرمنده(پس حتما وب دوستم رو دنبال کنین رمانش تضمینیه)نمیدونم تازگیا حس نوشتن ندارم....انگار نویسندگیم ته کشیدهکلی ایده دارم ولی جمع و حور نمیشن..واقعا معذرت میخوام