فکر کنم آخرین باری که سر زدم ۹۹ بود
بالاخره کنکور تموم شده بود و داشتیم با دانشگاه مجازی سروکله میزدیم
هرچند که دنیای وبلاگ خیلی وقت بود که تارعنکبوت بسته بود و اثری از بچههای قدیم نبود
که البته نمیشه اثر ناپدید شدن ناگهانی میهن بلاگ و به همراهش رفتن خیلیا رو در این زمینه نادیده گرفت
بهرحال :) بعد تلاشهای فراوان هیچ چیز به روزهای اوج سالهای ۹۴-۹۵ برنگشت
مهاجرت به تل و چنل برای اتک هم با اینکه تجربه جدیدی بود نتونست جای خاطرات وبلاگ رو پر کنه
حتی با اینکه به طرز معجزه واری وبلاگ نویسی که مثل رول مدل من بود اومد و خواست که از ادمین های چنل من برای اتک باشه :))
به قول یه دوستی شاید سر و صدا و سرعت زیاد زندگیای امروزمون باعث شده یادمون بره چی بهمون حس خوبی میداده
شایدم که فقط خواستیم قبول کنیم که همونطور که تلفن جای تلگراف و نامه رو گرفت اپ ها هم جای وب رو گرفتن
که البته باید پذیرفت همینطوره و با پیشرفت تکنولوژی کنار اومد و مو آن کرد چون در هرحال هدف نوشتن و شاختن هرمحتوایی داشتن بازخورده و اگه قرار نباشه کسی اونو ببینه دیگه دلیلی هم نیست که ساخته بشه و حداقل فعلا بنظر میرسه که زمان وبلاگا تموم شده
_ بعد اینهمه چرت و پرت نوشتن مسئله اینه که توی این شرایط اصلا هیچکدوم اینها اهمیتی ندارن
شاید یه روز بشه تو موقعیتی بود که اهمیت دادن به چیزای معمولی روزمره بد و نامناسب برای اون شرایط تلقی نشه
